قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2340

تاريخ الفي ( فارسى )

خليفه حمل بر بىوقوفى بلكه بر بىديانتى او نموده او را معزول ساخت و ابن دارست از شش هزار كر غلّه دو هزار كر و از صد هزار دينار سى هزار دينار حاصل مىنمود . و چون ابن دارست از وزارت معزول شد به جانب اهواز رفت و در آنجا مىبود تا فوت شد . و از جمله وقايع اين سال آنكه ابو نصر بن جهير وزير نصر الدّولة بن مروان كسان پيش خليفه ، القائم بامر اللّه ، فرستاده التماس وزارت عراق عرب نمود و در اين باب هر يكى از اعيان و اركان دولت خليفه را خدمات لايقه كرد . و چون اكثر مردم در باب وزارت او متّفق شدند خليفه طراد زبيبى را به ميّافارقين فرستاده او را پنهانى از نصر الدّوله طلب داشت . بعد از چند روز ، چون طرار به جانب بغداد مراجعت نمود ، ابو نصر بن جهير به طريق وداع همراه او بيرون آمده روى به راه بغداد نهاد . و چون نصر الدّولة بن مروان بر اين حال اطلاع يافت فى الحال خود او را تعاقب نمود ، امّا به گرد ايشان نرسيده بازگشت . و چون ابو نصر بن جهير به حوالى بغداد رسيد خليفه اركان دولت را با خلعت وزارت به استقبال او فرستاد و او را به « فخر الدّوله » ملقّب گردانيد و او در مقام وزارت مساعى جميله به ظهور رسانيد و ممدوح خلايق گشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان طغرل بيگ به جانب قلعهء طرم از بلاد ديلم رفت . والى آن قلعه ، مسافر ، از قلعه بيرون آمده طغرل بيگ را ملازمت نمود و هرساله هزار دينار و هزار جامه قبول نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه والى حلب ابن علوان ثمال بن صالح بن مرداس ، كه ملقّب به « معزّ الدّوله » بود ، وفات يافت و برادرش عطية بن صالح قائم‌مقام بر سرير حكومت آن ولايت قرار گرفت . و از جمله وقايع اين سال آنكه در روز پنجشنبه سيزدهم شهر شعبان در مدينهء بريد سلطان طغرل بيگ ، كريمهء خليفه را كه در سال سابق خطبهء او كرده بود به عقد نكاح خود درآورد « 1 » و در ماه شوّال ، ارسلان خاتون از براى مادر عروس و ساير خدمتكاران او تحف و هداياى لايقه فرستاد .

--> ( 1 ) . نيشابورى مىنويسد : « به نكاح مهر چهارصد درم نقره و يك دينار زر سرخ مهر سيدة النساء فاطمهء الزهرا . » ؛ - سلجوقنامه ، ص 21 ، راوندى ، راحة الصدور ، ص 111 .